گفت : سردمه
گفتم : پنجره بزرگه، اما شوفاژِ زیرش کوچیکه
گفت : سردمه
گفتم : شومینه رو زیاد کردم اما کفاف نمیده
گفت : سردمه
گفتم : جوراباتو بپوش، آدم از پا سرما میخوره
گفت : سردمه
گفتم : میخوای دستگاه بخور روشن کنم بشینی جلوش؟
گفت : سردمه
گفتم : پتو بیارم برات؟
گفت : سردمه
گفتم : چه کار کنم؟ دیگه عقلم قد نمیده...
.
.
.
.
.
گفت : وقتی من سردمه لازم نیست فکر کنی.......بغلم کن...

تو هم لازم نیست بگی سردمه...
بغلها رو کلیک کنید...
بغل یه بغل دیگه بازم بغل... بغل دردونه بغل نازدونه بغل میمونی